الشيخ أبو الفتوح الرازي
324
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كه خداى من به آنچه شما مىكنى عالم است . آنگه گفت : اى قوم ! آنچه توانى و در مقدور و امكان شماست بكنى كه من نيز بكنم آنچه توانم كردن . آنگه بدانى پس از اين آن را كه ، عذاب به او فرود آيد [ 193 - پ ] ، عذابى كه او را به خزى و هوان آرد ( 1 ) . و * ( مَنْ ) * ، به معنى « الَّذي » ( 2 ) است موصوله ، و داند نيز آن كس را كه او دروغزن است . و فرّاء گفت كه : روا بود كه من استفهامى باشد و محلّ او رفع ، و التّقدير : تعلمون ايّهم ينزل به العذاب المخزي و ايّهم الكاذب . و چون موصوله گويى ، محلّ او نصب باشد . امّا * ( هُوَ ) * ، في قوله : * ( وَمَنْ هُوَ كاذِبٌ ) * ، فرّاء گفت : براى آن است كه ايشان گويند : من قام و من يقوم و من القائم ، و نگويند ( 3 ) : من قائم و من قاعد ، چون استفهام بر اين وجه باشد الَّا در معرفه يا در فعل نشود ، هو در ( 4 ) آوردند تا هر دو اسم به جاى فعل باشد ، و در شعر آمده است ( 5 ) بى « هو » ، قال الشّاعر : من شارب مربح بالكأس نادمني لا بالحصور و لا فيها بسوّار * ( وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ ) * ، و انتظار كنى كه من با شما هم ( 6 ) منتظرم ، كما قال اللَّه تعالى : قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ ( 7 ) . * ( وَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً ) * ، حق تعالى گفت : چون فرمان ما آمد ، برهانيديم شعيب و آن مؤمنانى را ( 8 ) كه با او بودند به رحمت و بخشايش از ما . * ( وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ ) * ، و صيحت و بانگ بگرفت آنان را كه ظالم بودند ، يعنى كافر . * ( فَأَصْبَحُوا ) * ، در روز آمدند در سراهاى ( 9 ) خود مرده ، تا چنان نيست و بى نام و بى خبر و اثر شدند كه پنداشتى هرگز نبودى ( 10 ) . * ( أَلا بُعْداً ) * ، الا هلاك باد مدين را چنان كه ثمود را بود - كه قوم صالح بودند !
--> ( 1 ) . مل : دارد . ( 2 ) . آج ، لب ، آز : الَّذين . ( 3 ) . اساس : نگويد ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد . ( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز او در ، مل او . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها منكّر . ( 6 ) . آج ، لب ، آز : من هم با شما . ( 7 ) . سورهء يونس ( 10 ) آيهء 102 . ( 8 ) . آو ، مؤمنا را / مؤمنان را . ( 9 ) . آو ، بم ، مج : سرايهاى . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : نبودند .